سلام علیکم
مدیریت در جهت ارتقای اشاعه مفاهیم قرآنی ادامه مطالب این وبلاگ را به وب سایت زیر منتقل نموده است.
آدرس جدید: www.mobinz.com
با تشکر فرآوان یعقوب بهشتی مدیریت سایت " مبین "
***انقلاب ما انفجار نور بود ***
مدیریت ورود شما را به وبلاگ خوش آمد میگوید.
شما میتوانید با عضویت در وبلاگ ما هر هفته از به روز رسانی آن مطلع شوید.

بقیه در ادامه مطلب.......
ادامه مطلب
از پیام حضرت امام خمینی قدس سره به مناسبت دهه فجر 1358
نهال انقلاب اسلامی كه با نثار خون بهترین فرزندان ایران رشد كرده بود، سرانجام در 22 بهمن 1357 به بار نشست، و با پیروزی انقلاب اسلامی و تشكیل دولت موقت از سوی امام خمینی« قدس سره» زمینه ی مهمترین همه پرسی تاریخ ایران زمین جهت تعیین نوع حكومت در ایران فراهم شد.
این روز مقدس، این یوم الله پر بركت سرآغاز حیات واقعی اسلام در عصر دنیامداران و دنیا پرستان است كه از معنویت و روحانیت گسسته و سعادت خود را در پیروی از امیال و آرزوهای حیوانی خود می دانند.
در این روز عزیز ساختار جدید سیاسی اجتماعی ایران بر مبنای آرای اكثریت قریب به اتفاق مردم یعنی 2/98 درصد آرای ملت مسلمان ایران تثبیت شد.
در این روز پر بركت نظامی متولد شد كه نور اسلام عزیز را پس از گذشت قرن های زیاد دیگرباره نه تنها در ایران اسلامی بلكه در سراسر جهان متجلی ساخت. در این روز مقدس حكومتی شكل گرفت كه شعار اصلی آن استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی بود.
این عبارت ملكوتی كه به عنوان شعار اصلی انقلاب اسلامی و توسط میلیون ها ایرانی آزاده و مسلمان در طول مبارزات درخشان ملت با سلطنت پهلوی همه روزه در جای جای ایران اسلامی فریاد كشیده شده بود، حكومتی را پایه ریزی كرد كه عدالت اسلامی یكی از اهداف عالیه ی آن بود. در این شعار مقدس كلمه ی استقلال به عنوان نخستین هدف مطرح شده بود كه رساننده ی این پیام به جهان و جهانیان بود كه امت مسلمان ایران می خواهد «اراده ی ملی» خود را حاكم بر مقدرات خویش سازد تا بتواند از نفوذ و دخالت های بیگانگان رهایی یابد و چه زیبا و متین امام خمینی قدس سره فرموده است:
«اگر استقلال كشور خودمان را تحصیل نكنیم سایر چیزها درست نخواهد شد.»
تشكیل جمهوری اسلامی نه تنها اراده ی ملی ایرانیان را بر سرنوشت خود تثبیت كرد و برای آنان استقلال و آزادی را به ارمغان آورد، بلكه این بارقه ی امید در دل محرومان و مستضعفان جهان درخشید كه بعد از قرن ها رنج و درد، جلوه ای از وعده ی خداوند تبارك وتعالی را شاهد باشند.
امام خمینی قدس سره در تاریخ 12 فروردین 1358 پس از تثبیت نظام مقدس جمهوری اسلامی طی پیامی رادیو تلویزیونی فرمودند(1):
«خداوند تعالی وعده فرموده است كه مستضعفین ارض را به امید و توفیق خودش، به مستكبرین غلبه دهد و آن ها را امام و پیشوا قرار دهد. وعده ی خداوند تعالی نزدیك است. من امیدوارم كه ما شاهد این وعده باشیم و مستضعفین بر مستكبرین غلبه كنند چنان كه تاكنون غلبه كردند... من از عموم ملت ایران تشكر می كنم كه در این رفراندوم شركت كردند و رأی قاطع خودشان را كه باید گفت صددرصد پیروزی بوده است دادند و به جمهوری اسلامی هم رأی دادند... جمهوری اسلامی است كه احكام مترقی او بر تمام احكامی كه در سایر قشرها و سایر مكتب هاست تقدم دارد.»
رهبر كبیر انقلاب اسلامی قدس سره در قسمت دیگری از پیام خود فرمودند:
«صبح گاه 12 فروردین كه روز نخستین حكومت الله است از بزرگ ترین اعیاد ملی و مذهبی ماست و ملت ما باید این روز بزرگ را عید بگیرند و زنده نگه دارند روزی كه كنگره های قصر 2500 ساله حكومت طاغوتی فرو ریخت و سلطه ی شیطانی برای همیشه رخت بربست و حكومت مستضعفین جانشین آن گردید.
انتخاب واژه ی عید برای چنین روزی از سوی امام امت« قدس سره» یك انتخاب دقیق و صحیح است؛ زیرا عید به روزی اطلاق می شود كه آن روز نو و شادی آفرین باشد و باعث سربلندی و مجد یك ملت شود. بنابر این دوازدهم فروردین از بزرگترین اعیاد انقلاب اسلامی ایران می باشد.
هدف دیگر شعار اصلی انقلاب، كلمه ی آزادی بود. در رابطه با آزادی نظرات مختلف و متعددی مطرح می شود؛ اما در اسلام، آزادی جامع ترین و مانع ترین معنا را در بر دارد و آن عبارت است از: شرایط سیاسی – اجتماعی لازم برای رشد و تعالی فرد و مردم كه در آن موانع قانونی و فرهنگی مثل عرف و عادت، و موانع سیاسی، مانند سلطه ی طاغوت و استعمار و استبداد وجود نداشته باشد. یعنی انسان در انتخاب عقیده و بیان و نشر آن آزاد است. مگر آن كه به دیگران آسیبی وارد بیاید و همچنین از خود سلب آزادی به شیوه غربی ننماید به طوری كه مردم بتوانند هدایت و رشد و تعالی یابند.
هدف نهایی شعار اصلی، كلمه ی جمهوری اسلامی بود كه از به هم پیوستن جمهوری و اسلامی به دست آمده است. كلمه جمهور به معنای توده یا انبوه مردم است و منظور از گنجاندن چنین كلمه ای برای نظامِ شكل گرفته ی بعد از انقلاب، اتكا داشتن و تعیین كننده بودن رأی مردم در سرنوشت خود و كلیه ی امور اجرایی كشور می باشد و به طور كلی حكومتی را تببین می كند كه برای تأمین زندگی دنیایی توده مردم متكی به مردم باشد.
واژه ی اسلامی هم به سبب تمایز آن از دیگر نظام های جمهوری است كه ویژگی های خاص خود را دارد كه در آن ارزش های الهی و قرآنی بر تمامی شئون حاكمیت دارد و همچنین ولی فقیه كه بر طبق نظام الهی، ولایت امر و امامت امت را بر عهده می گیرد، افزون بر تأمین زندگی مردم، مسؤولیت هدایت مردم و كمك به رشد و تعالی آنان را بر عهده دارد. برای تحقق این بخش حیاتی از شعار اصلیِ انقلاب پس از پیروزی آن، نیاز بود تا رسماً ناظم مشخصی حاكم بر ایران شود و در همین راستا بود كه رهبر نهضت، امام خمینی« قدس سره» طی سخنانی فرمودند:
«... احتیاج به رفراندوم هم نیست؛ برای این كه مردم آرای خودشان را در ایران اعلام كردند. با فریادها، با دادها اعلام كردند...»
و در ادامه علت اعلام همه پرسی را رسمی كردن آن، اتمام حجت برای دیگران و بسته شدن راه اگرها و مگرها عنوان كرده و فرمودند:
«... این جانب به جمهوری اسلامی رأی می دهم و از شما هم می خواهم كه به آن رأی دهید...».
دقیقاً در همین زمان وسوسه های خناسان شروع شد. از جمله این كه طرح كردند كه حكومت بر اساس «جمهوری» بدون قید دیگری یا این كه جمهوری دمكراتیك و ... باشد. لذا امام امت قدس سره با احساس خطر انحراف در صفوف متحد ملت و با آگاهی بی نظیر خود مردم را از این خطر آگاه كرده و فرمودند:
«رأی بدهید به جمهوری اسلامی، نه یك حرف زیادتر و نه یك حرف كمتر.»و مردم ایران در روزهای سرنوشت ساز، دهم و یازدهم فروردین 1358 با حضوری آگاهانه در پای صندوق های رأی، به یكی از بزرگترین اهداف انقلاب اسلامی جامه ی عمل پوشاندند و پیروزی نهایی انقلاب اسلامی را با آرای عظیم و باور نكردنی خود تحقق بخشیدند.
نتیجه ی درخشان 2/98 درصدی آرای مردم، مطرح شدن هر گونه بحث و جدلی را در شكل و نوع حكومت ایران پس از سقوط نظام شاهنشاهی 2500 ساله از میان برد و با رهبریت قاطع امام خمینی قدس سره و مجاهدت ها و كوشش های بی نظیر امت مسلمان ایران حكومت اسلامی در سرتاسر ایران استقرار یافت؛ تا به حول و قوه ی الهی ملت بزرگ ایران بتواند توانمند و امیدوار زمینه ی تشكیل حكومت عدل اسلامی را برای ظهور امام زمان «علیه السلام» فراهم آورد.
بدین ترتیب مبارزات مستمر و پیگیر امت مسلمان ایران در برپایی حكومت اسلامی تحقق یافت و عصر نوینی در تاریخ ایران و اسلام آغاز شد.
امام خمینی« قدس سره» به شكرانه ی این پیروزی درخشان در پیام خود فرمودند:
«... من به دنیا اعلام می كنم كه در تاریخ ایران چنین رفراندومی سابقه ندارد كه سرتاسر مملكت با شوق و شعف و عشق و علاقه به صندوق ها هجوم آورده و رأی مثبت خود را در آن ریخته و رژیم طاغوتی را برای همیشه به زباله دان تاریخ دفن كنند...»
«... من از این همبستگی بی مانند كه همه به ندای آسمانی واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا لبیك گفتند و به اتفاق آرا به جمهوری اسلامی رأی مثبت دادند و رشد سیاسی و اجتماعی خود را به شرق و غرب ثابت كردند، تقدیر می كنم...»
پی نوشت:
1- صحیفه نور، جلد سوم، چاپ جدید، ص 483
|
|
گراميداشت دهه فجر در سال اتحاد ملی انسجام اسلامی وحدت و يكپارچگى مسلمانان و لزوم اتحاد و اتفاق كلمه ميان ايشان بلكه ضرورت توحيد كلمه بر محور كلمه توحيد براى همه موحدان و خداپرستان روى زمين، از تعاليم و آموزشهاى اساسى آيين اسلام و از اصول فرهنگ قرآنى است. |
|
و بر همين اساس، قرآن كريم يكى از عمده ترين و سازنده ترين اهداف رسالت رسول اكرم صلى الله عليه و آله را تاليف قلوب و ايجاد انس و تفاهم به جاى خصومت و دشمنى بيان مىدارد و اگر كسى در تاريخ، به ديده عبرت بنگرد اين معنى را از شاهكارهاى رسالت محمدى صلى الله عليه و آله مىيابد. «واعتصموا بحبل الله جميعا ولاتفرقوا» همگى به حبل و رشته خداوندى چنگ بزنيد و پراكنده نگرديد. بعد از رحلت پيامبر عظيم الشان اسلام اوصياى معصوم او كوشيدند تا آن اتحاد و انسجام خود را حفظ كنند و آنان از حقوق شخصى خويش چشم پوشيدند و در طول تاريخ، دانشمندان مصلح و همه تلاشگران راستين انسانيت، هم خودشان از عوامل اختلاف و تجزيه گريختند و از دامن زدن به آتش خصومت بين مسلمانان، بركنار زيستند و هم ديگران را به اتحاد و تفاهم فراخواندند. ما مسلمانان به اين آيه زيباى قرآن، بيشتر بايد بينديشيم: «فتقطعوا امرهم بينهم زبرا كل حزب بمالديهم فرحون» اهل كتاب و پيروان اديان آسمانى و اتباع رسولان الهى، گروه، گروه شدند، ضد و دشمن هم گشتند و هر يك به آنچه نزد اوست خرسند و شادمان گرديدند. (المؤمنون /53) طرح انديشه «وحدت جهان اسلام» يكى از مشغوليت هاى فكرى ديرينه و اساسى حضرت امام (ره) بود كه او در طول دوران فعاليت اجتماعى - سياسى خود چه قبل ازپيروزى «انقلاب» اسلامى و چه بعد از آن لحظه اى از آن غفلت نورزيد. وفادارى صادقانه امام به «وحدت» نه تنها او را به برجسته ترين شخصيت انقلابى جهان اسلام تبديل نمود، بلكه او توانست در ميان فرقه هاى اسلامى مختلف نيز جايگاه بس رفيعى كسب نمايد. استراتژى مبارزاتى امام (ره); درجهت ايجاد بستر و شرايط لازم براى تحقق وحدت و هميارى در جهان اسلام، اصولا روى دو محور عمده تمركز يافته است: «حركت فكرى - فرهنگى» و «حركت سياسى - عملى». امام (ره) با توجه به مراحل مبارزه، «تعليم وتربيت» سياسى را زيربناى حركت سياسى دانسته و اولين وظيفه مردم را در تحقق و توسعه، امر «تبليغ» و «تعليم» قرار داده است. در اين زمينه امام خميني (ره) فرموده اند: «...وظيفه ما اين است كه از حالا براى پايه ريزى يك دولت حقه اسلامى كوشش كنيم، تبليغ كنيم، تعليمات بدهيم، همفكر بسازيم، يك موج تبليغاتى و فكرى بوجود آوريم تا يك جريان اجتماعى پديد آيد و كم كم توده هاى آگاه، وظيفه شناس و ديندار در نهضت اسلامى متشكل شده قيام كنند و حكومت اسلامى تشكيل دهند. تبليغات و تعليمات دو فعاليت مهم و اساسى ماست...» امام خمينى (ره) به عمق نقش اجتماعات دينى چه در بعد انديشه سازى و چه در بعد اجتماع سازى به خوبى پىبرده بود. او اجتماعات و مراسم دينى را صرفا به منظور كاربرد تعليمى و آموزشى آن در مقولات فكرى، مورد تشويق قرار نمىدهد بلكه مهمتر از آن به نقش اجتماع سازى و شکل دهى روابط اجتماعى جديد از طريق گردهمايىها و نيز آگاهى يافتن مسلمين از قدرت و نيروى ارادى و انسانىشان هم اشاره دارد. به همين جهت است كه «روز قدس» به عنوان سمبل وحدت جهان اسلام كه پيام انقلابى و ضد استعمارى هم دارد از سوى ايشان در سطح جهان اسلام پيشنهاد گرديد و همچنين بزرگداشت «هفته وحدت» ميلاد حضرت رسول (ص) (از 12 ربيع الاول به روايت اهل تسنن تا 17 ربيع الاول) مورد حمايت وى قرار گرفت; چه اينكه از ديدگاه او روند وحدت بين مسلمين، ضرورت ايجاد سمبلها و نهادهاى تازه اى را مىطلبد كه فراتراز زمان و مكان قرار دارد. رهبر معظم انقلاب اسلامي در رابطه با هفته وحدت فرموده اند: اگر امروز بشريت متوجه اين رحمت بشود - رحمت وجود اسلام، رحمت تعاليم نبوى، اين سرچشمه جوشان" وحدت" و آن را بيابد و خود را از آن سيراب كند، بزرگترين مشكل بشر برطرف خواهد شد. اگر چه همين امروز هم، تمدنهاى موجود عالم، بلاشك از تعاليم اسلام بهره مند شده اند و بدون ترديد آنچه از صفات و روشهاى خوب و مفاهيم عالى در بين بشر وجود دارد، متخذ از اديان الهى و تعاليم انبياء و وحى آسمانى است و بخش عظيمى از آن، به اسلام متعلق است، ليكن امروز بشر به معنويت و صفا و معارف روشن و حق و دلپذير اسلام - كه هر دل با انصافى آن معارف را مىپذيرد و مىفهمد - نيازمند است. لذاست كه دعوت اسلامى در جهان، طرفدار پيدا كرده است و بسيارى از غير مسلمين هم دعوت اسلامى را پذيرفته اند. | |

نقش محبت و قاطعیت در تربیت فرزندان
معمولا والدين در تربيت فرزندان خودمرتكب اشتباهات مشتركي ميشوند. اين گونه خطاهاي تربيتي والدين را ميتوان در طرحي ساده طبقهبندي كرد.
الگوي تربيتي بيمحبتي و سختگيري اكثر علايم عصبي كه روزانه در افراد مشاهده ميكنيم، از طريق اين الگو به وجود ميآيد. نگراني، تنش، اضطراب، افسردگي و در نهايت خودكشي، خصوصيات عاطفي و هيجانياي هستند كه به واسطه اين الگوي تربيتي ايجاد ميشوند. كودكاني كه براساس اين الگو تربيت ميشوند، معمولا به ترسهاي غيرمنطقي مانند ترس از حيوانات، تاريكي، آسيبديدگي، موفق نشدن و... مبتلا ميشوند. اين ترسها با سرزنش هر چه بيشتر والدين، بيشتر آشكار ميشوند.
والديني هم كه مطابق با اين الگو با فرزندان خود رفتار ميكنند، مقررات شديد و سختي را وضع ميكنند كه موجب ميشود در نهايت ميان آنها و فرزندانشان روابط ارباب و رعيتي ايجاد شود. با ادامه اين روند، جهان در نزد كودك به دو بخش حقارت و برتري تقسيم ميشود كه در انتهاي بخش حقارت، خود كودك و در انتهاي ديگر والدينش قرار ميگيرند. والدين در اين الگو كودك را به دليل ناتوانيهايش سرزنش ميكنند اما به او اجازه چون و چرا داده نميشود. هر خطايي كه از كودك سر بزند، فورا با او برخورد ميشود و اين سرزنشها و برخوردهاي مداوم باعث ميشود در ذهن كودك تصور ضعيفي از خودش به وجود آيد و اعتماد به نفسش كاهش يابد و رفتارش بدتر شود و موجب ميشود به زودي باور كند آنچه درباره او تصور ميكنند، حقيقت محض است.
الگوي تربيتي محبت و عدم قاطعيت
امروزه كودكان بسياري را ميبينيم كه از زير بار مسووليت شانه خالي ميكنند، پرتوقع هستند و احساس ميكنند همه دنيا به آنها بدهكارند. اين گونه كودكان با مشكلاتي چون بيحوصلگي، نارضايتي از زندگي و درك اين نكته كه از استعدادهاي خود به نحو مطلوب استفاده نكردهاند، دست به گريباناند.
آنها درماندگي و ناتواني خود را درك ميكنند اما از اعتماد به نفس لازم براي رفع اين نقايص برخوردار نيستند، بنابراين تنها كاري كه از دست آنها برميآيد، درخواست و تقاضاي بيشتر از والدينشان است.
اين الگوي تربيتي، كودكاني لوس، ضعيفالنفس، وابسته و از لحاظ عاطفي نيز كودك صفت تربيت ميكند. از كودكي كه با مهرباني و ملاحظه بيش از حدي با او رفتار ميشود، اجازه هر كاري دارد و تقاضاي كمي از او ميشود و محدوديتي برايش نيست، نميتوان انتظارات زيادي داشت.
رايجترين اشتباهي كه والدين در اين الگوي تربيتي مرتكب ميشوند، اين است كه اعتقاد دارند كودكان نبايد ناكام و ناراحت شوند. بايد كودك را وادار كرد تا با سعي و تلاش خود به اهدافش دست يابد و نبايد هر چيزي را كه ميخواهد در اختيارش قرار داد. در غير اين صورت، او هرگز نخواهد آموخت كه بدون ديگران و به تنهايي از عهده كارهاي خود برميآيد.
كودكي كه به دليل رفتار بيش از حد محبتآميز والدينش صبر و تحمل در برابر ناملايمات و سختيها را نياموخته است، در بزرگسالي با مشكلات فراواني رو به رو خواهد شد. ممكن است قوانين اجتماعي را زير پا بگذارد يا ناديده بگيرد اما درك نكند كه قانون، همچون والدينش بخشش ندارد و از اشتباهاتش چشمپوشي نخواهد كرد. اين گونه افراد در زندگي زناشويي و اجتماعي نيز انتظار دارند همه تابع هوسهاي آنان باشند و هنگامي كه خواستههاي آنها برآورده نميشود، خشمگين، آزرده خاطر، پرخاشگر و برآشفته ميشوند. ديدگاههاي ديگران هيچ اهميتي ندارد و تنها آرا و نظريات خودشان ارزشمند است. چنين افرادي با همسر و همكاران خود مشكلات بسياري خواهند داشت.
الگوي تربيتي بيمحبتي و عدم قاطعيت
اين الگو بسيار شبيه الگوي قبلي اما به مراتب مخربتر و ويرانگرتر از آن است. در الگوي قبلي، ارائه محبت و پذيرش از جانب والدين، مطلوب و دلپسند بود، هر چند كه به طريق مناسب و منطقي صورت نميگرفت.
اما در اين الگو، آن محبت و صميميت نيز وجود ندارد. در اين الگوي تربيتي اعتقاد بر اين است كه كودك به عمد بدرفتاري ميكند و اگر بخواهد ميتواند به سادگي در كارهايش موفق شود. اين واقعيت كه كودك پس از اينكه مورد سرزنش قرار گرفت، سعي نميكند رفتار خود را بهتر كند، براي والدين دليلي بر ناسپاسي و بيارزشي ذاتي اوست، بنابراين رفتار خوب زماني از كودك سر ميزند كه بخواهد هديه و پاداشي دريافت كند و با خشنود كردن والدينش جايزهاي بگيرد. كودك در چنين شرايطي دچار سردرگمي ميشود، چرا كه اگر بدرفتاري كند، طرد ميشود اما اگر بدرفتاري نكند، مورد تشويق والدينش قرار نميگيرد. او همواره در خور سرزنش است، اعم از اينكه كار ناشايستي از او سر بزند يا خير.
در چنين شرايط آشفتهاي، راهي براي كسب موفقيت وجود ندارد. در نتيجه كودك خشمگين و رنجيده خاطر ميشود. در اين زمان احساسات خصمانه خويش را يا در خود ميريزد و يا به نزديكان خود و به طور كلي به اجتماع منتقل ميكند. قاطعيت نداشتن والدين در اين الگو، يكي از دلايلي است كه موجب ميشود كودكان آشوبگرانه عمل كنند. بيشتر رفتارهاي ضد اجتماعي كه امروزه شاهد آن هستيم، ناشي از اين الگوي تربيتي است. در رفتارهايي از قبيل مصرف مشروبات الكلي، دزديهاي كوچك، تشكيل گروههاي ولگرد و تبهكار و ... ميتوان ردپاي اين الگوي تربيتي را مشاهده كرد. اگر عوارض اين الگوي تربيتي در دوره جواني و نوجواني اصلاح نشود، در بزرگسالي موجب بروز انواع ديگري از رفتارهاي ضد اجتماعي خواهد شد.
الگوي تربيتي محبت و قاطعيت
والديني كه از اين الگو پيروي ميكنند، معتقدند كه نبايد درباره رفتارهاي كودك سخن بگويند، يعني هميشه بر رفتار كودك تاكيد دارند و هرگز كودك يا شخصيتش را مخاطب قرار نميدهند. مثلا به كودك ميگويند <پسرم، من دوست ندارم كه تو با خواهر و برادرت با تندي صحبت كني و هرگز به او نميگويند: من تو را دوست ندارم، زيرا با تندي صحبت ميكني.
اين گونه والدين به ذات نيك همه انسانها و ارزش وجودي آنها ايمان دارند و معتقدند كه اگر به نيكي و خوبي بها داده شود، شكوفا خواهد شد. اين گونه والدين ميدانند كه زندگي سرشار از مشكلات و ناكامي است و هيچ كودكي نميتواند اين ناملايمات را تحمل كند، مگر آنكه والدين او را براي مقابله با اين ناملايمات آماده كنند.
آنها اعتقاد دارند كه رفتارهاي اشتباه كودكان براي رسيدن به بلوغ فكري و مقابله با مشكلات دوران بزرگسالي ضروري است و در هنگام آموزش فرزندان خود، بدون كوچكترين خشونت و فشاري به آنها ميآموزند كه با ارزشترين هديه در زندگي، خود نظمي است؛ چرا كه تمامي نعمات اين جهان <مثلا ثروت> به تدريج از بين ميروند، مگر آنكه با نظم و ترتيب و به نحو مطلوب مورد استفاده قرار بگيرند.
به همين دليل اينگونه والدين بيآنكه خشن باشند، قاطع و جدي هستند و فقط كودك خود را به دليل اينكه بياموزد تا رفتارهاي خود را اصلاح كند، تنبيه ميكنند، نه به اين علت كه مستحق تنبيه بوده است. در اين الگوي تربيتي، كودك هرگز طرد نميشود و فراتر از رفتارهاي ناشايستي كه از او سر ميزند، مورد توجه واقع ميشود و در همين حال جنبههاي مثبت او نيز در نظر گرفته ميشود. در انتقاد از كودك و تنبيه او به ندرت خشونت به خرج ميدهند و همواره انصاف را رعايت ميكنند.
آنها بيش از آنكه تنبيه كنند، از كودك تعريف و تمجيد ميكنند و ميدانند كه آنچه به طور مداوم به كودك ميگويند، در ذهن او نقش خواهد بست. در نتيجه تواناييها و جنبههاي مثبت كودك را گوشزد ميكنند.
الگوهای تربیتی
براساس شيوه تربيت كودكان ميتوان چهار الگوي تربيتي را تشخيص داد:
1) الگوي تربيتي مبتني بر بيمحبتي و سختگيري
2) الگوي تربيتي مبتني بر محبت و عدم قاطعيت
3) الگوي تربيتي مبتني بر بيمحبتي و عدم قاطعيت
4) الگوي تربيتي مبتني بر محبت و قاطعيت
تحقيقات و بررسيها حاكي از آن است كه در شكلگيري خصوصيات تربيتي كودك، الگوي تربيتي حاكم بر خانواده سهم به سزايي دارد. بنابراين لازم است كه هر يك از اين الگوها به طور جداگانه مورد بررسي قرار گيرند.
منبع: كتاب :موفقيت در تربيت فرزندان
دعای عهد
از حضرت صادق ع منقولست هر که چهل صباح این عهد را بخواند از یاوران قائم ما باشد و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد خداوند اورا از قبر بیرون آورد ودر خدمت آن حضرت باشد وحق تعالی آن را بهر کلمه هزار حسنه او را کرات فرماید وهزار گناه از او محو فر ماید .
بسم الله الر حمن الرحیم
اَللّهُمَ رَ بَّ النُورِ العَظیمِ وَ رَ بَّ الکُرسِیّ الرَفیعِ وَ رَ بَّ البَحرِ المَسجُورِ وَمُنزِلَ التُورات وَالاِ نجیلِ وَ الزَبُورِوَرَبّ َالظِلِ وَ َالحَرورِوَمُنزِ لَ القُرآن ِالعَظیم و ِرَبَّ المَلائکةِ المُقَرَّبین َوَ الاَنبیاءِ وَالمُرسَلینَ اَللّهُمَ اِنّی اَسئَلَُکَ ِبوَجهِکَ الکَریمَ وَبِِِنوِِِِِر وَِجهِکَ المُنیِِِِِِّرَِِِ وَمُلکِکَ القَدیمِ یا حَیُّ یا قَیُّومُ اَسئَلُکَ بِاسمِکَ الَّذی اَشرَقَت بِهِ السَمواتُ وَالاَرضُونَ وَبِاسمِکَ الذی یُصلِحُ بِهِ الاَوَلون َوَالاخِرُونَ یا حَیّاًقَبلَ کُلِّ حَی ٍّ وَیاحَیَّا ًحینَ لا حَیّ مُحییَ المُو تی وَمُمیتَ الاَحیاءِیا حَیُّ لا اِلهَ اِلاّ اَنتَ اَللّهُمَ بشلِغ مُولانَا الاِمامَ الهادِیَ المَهدِیَّ القائِمَ بِاَمرِکَ صَلَواتُ اللّهِ عَلیهِوَعَلی ابائِهِالطاهرین عن جمیع المومنین والمومنات فی مشارق الارض ومغاربها سهلها وجبلها وبرهاو بحرهاوعنی وعن والدی من الصلوات زنة عرش الله ومداد کلماته وما احصاه علمه واحاط به کتابه اللهم انی اجدد له فی صبیحت یومی هذا وما عشت من ایامی عهدا وعقدا وبیعت له فی عنقی لا احول عنها و لا ازولابدا اللهم اجعلنی من انصاره واعوانه و الذابین عنه والمسارعین الیه فی قضاء حوائجه والممتثلین لاوامرهو المحامین عنه والسابقین الی ارادته و المستشهدین بین یدیه اللهم ان حال بینی وبینه الموت الذی جعلته علی عبادک حتما مقضیا فاخرجنی من امری موتزرا کفنی شاهرا سیفی مجردا قناتی ملبیا دعوت الداعی فی الحاضر والبادی اللهم ارنی فی طلعه رشیده والغره الحمیده وکحل ناظری به نظره منی الیه وعجل فرجه وسهل مخرجه واوسع منهجه و اسلک بی مهجته وانفذ امره واشدد ازره واعمر اللهم به بلادک واحی به عبادک فانک قلت وقولک الحق ظهر الفساد فی البر والبحر بما کسبت ایدی الناس فاظهر اللهم لنا ولیک وابن بنت نبیک المسمی باسم رسولک حتی لا یظفر بشی من الباطل الا المزقه ویحق الحق و یحققه واجعله اللهم مفزعا لمظلوم عبادک وناصرا لمن لا ناصرا غیرک ومجددا لما عطل من احکام کتابک و مشیدا لما ورد من احکام دینک وسنن نبیک صلیالله علیه و اله برویته ومن تبعه علی دعوته وارحم استکانتنا بعده اللهم اکشف هذه الغمه عن هذه الامه بحضوره وعجل لنا ظهوره انهم یرونه بعیدا ونراه قریبا برحمتک یا ارحم الراحمین.
پس سه مرتبه دست بر ران راست خود می زنی ومی گو یی :
العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان.

(نجوای من)
نیمه شب، نجوای من رویش گرفت نور حق، در ظـلمـتم تا بش گرفـت
عـلـم آدم دیـدم و خـیـل مـلک آزمونی ، که تـنـم لــرزش گرفـت
یاورم شد، احمد (ص) و قـــرآن او چشمه حکمت، زمن جوشش گرفـت
دست خود دیــدم، به دست مرتضی رخوت جان و تنم ،کوشـش گرفــت
تا فراتـر رفـتـم از خاک و زمین جانم از نور خدا ارزش گرفــت
شد صحاب جان من در غرشی بارش اشـعـار من، ریـزش گرفــت
هـمره اشک من و خـون و قلم از زبا نم تا ورق، جنـبـش گرفــت
رود جـاری شد،به سوی بـحـر حق در مسـیر کربـلا ، زایــش گرفــت
نــیــمـه خرداد و بـهـمــن آفــریــد مهدی(عج) شد، برعـدوغرش گرفت
تا "مـبـیـن"، آموزه ها گیرد ز من ازخمینی(ره)مذهـب و دانش گرفـت
تقدیم به معمار کبیر انقلاب امام خمینی(ره)
حاج علی اصغر زنگانه (مبین)
امام رضا(علیه السّلام) و تربيت فرزند
تربيت عبارت است از شكوفا سازى استعدادها و جهت دهى آن به سوى كمال مطلوب. تربيت ضرورىترين نياز انسان در زندگى است. انسان بدون تربيت صحيح ره به جايى نمىبرد، نه از باغ زندگى خويش ميوه شيرينمىچيند و نه كام انسانهاى ديگر را از ثمرات درخت وجود خود شيرين مىكند;و بالاتر آنكه نه به درك معناى انسانيت نايل مىآيد و نه به فتح قلههاىرفيع انسانيت دست مىيابد. بدين جهت تربيت عاليترين هدف پيامبران و اساسىترينپيام كتب و اولين و ضرورىترين وظيفه والدين است. ضرورت و اهميت تربيت،والدين را بر آن مىدارد كه به اين مسووليتبزرگ ارجى دو چندان نهند; براىايفاى درست آن خود را به صلاح و آگاهى از روش و فنون تربيت مجهز بسازند و باالگو گرفتن از مربيان موفق در انجام دادن اين وظيفه مهم بكوشند.
منبع : www.shiastudies.com
"پوول موخاپترس"، رييس مركز علمي "نومينم" انگليس در سال ۱۹۸۳براي اولين بار مبتكر "دامنه اينترنت" شد.
موخاپترس دامنه اينترنتي خود را درمركز اينترنتي دانشگاه آكسفورد به نمايش گذاشت و منشاء نقطه عطف در ارائه سرويس اينترنتي جهان شد.
به گزارش روز پنجشنبه ايرنا، سايت "نيو وين" افزود: اين طرح به ظاهر كوچك، مهمترين موضوع در ارتباطات جهان معاصر شد و توانست تمام علوم و زندگي بشرمعاصر را تحت تاثير خود قرار دهد.
دامنه اينترنت روشي براي تبديل آدرس "آي پي" ( ۱۲ (IPرقمي به حرف معمولي براي دسترسي آسان به سايتهاي اينترنتي است .
دامنه اينترنت براي راحتي كاربران و استفاده آسان و روان، اقشار مختلف جامعه از اينترنت و يا به عبارت ديگر جايگزيني "اسامي" براي آدرس اينترنت به جاي "اعداد آي پي" ميباشد.

